
پیشگفتاری از استاد فلسفه و فرهنگ جناب آقای دکتر رضا داوری در خبرنامه فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، شماره 68، پاییز 1397، نگاشته شده است که میتوان مصداق آن را در ابعاد گوناگون و در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بررسی و درباره آن تأمل کرد.
در این پیشگفتار از آشوب، پریشانی، ناهمبستگی، نارضایتی و بیاعتمادی و بلاتکلیفی در عرصههای مختلف سخن به میان آمده است که از مصادیق آن وضعیت دانشجویان مهندسی، دانشآموختگان رشتههای مختلف مهندسی، آموزش مهندسی و ارتباط آن با صنعت است. آن آشفتهبازار، بیانگیزگی، بینشاطی، مهاجرت بیسابقه، سردرگمی و بیاطمینانی از آینده در چهره اغلب دانشجویان مشهود است و حکایت از «سرّ درون» دارد.
در علوم مهندسی پیچیدهترین موضوع پیدا کردن و شناخت مسئله است. گرچه یکی از وظایف عمده مهندسان تولید، حل مشکلات سیستمها و نگاهداری و توسعه صنعت است، ولی در حال حاضر، پیدا کردن مسئله جدید، طراحی جدید، کارآفرینی جدید و اشتغالزایی جدید سخت و دشوار است. البته، در بسیاری از موارد اشکالاتی که در صنعت پدید میآید، به مسئله تبدیل میشود، برای مثال، حرکت نکردن یک خودرو با شتاب طراحیشده یا توزیع نامناسب هوا به فضاهای مختلف یک ساختمان. در هر صورت، یکی از مراحل عمده پژوهش و کار جدید تهیه موضوع و عنوان کار است. در علم پزشکی هم پیدا کردن علت و سبب بیماری بسیار دشوار است و در مواردی حتی به سرانجام هم نمیرسد و شناخت نوع بیماری مسئلهای عمده برای درمان محسوب میشود؛ بهعبارت دیگر، روش درمان از تشخیص مسئله (مرض) مشخصتر است. اگر در علوم مهندسی مسئله شناخته شود، حل آن غالباً پیچیدگی خاصی ندارد؛ برای مثال، اگر بخواهیم یک پل طراحی و ساخته شود، با توجه به شرایط محل و ارزیابیهای صورتگرفته، مدلهای ریاضی از بخشهای پل تهیه و بر حسب شرایط مرزی مدلهای ریاضی حل میشود و پاسخ بهدست میآید. اما اگر شرایط مرزی نامشخص باشد؛ یعنی حداکثر باری که پل باید تحمل کند یا وضعیت و خاک آن نامعلوم باشد یا شرایط سیلابی آن مشخص نباشد، مسئله حل نخواهد شد و در کشمکش مسئولان و طراحان تصمیمگیرنده بلاتکلیف خواهد ماند.
اصولاً هر مسئلهای در علوم مهندسی با توجه به شرایط اولیه و شرایط مرزی حل شدنی است و اگر این شرایط متغیر، نامعلوم یا مبهم باشد، حل مسئله امکانپذیر نیست. این وضعیت در حل مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیچیدهتر مینماید، زیرا ممکن است پارامترهای مؤثر بهمراتب مشکلتر و حتی با یکدیگر مرتبط و نیز پاسخ مسئله هم باشند. در شرایط متغیر یا ملتهب نمیتوان هیچ مسئلهای را با درایت و فارغ از دیدگاههای از پیش تعریفشده بهدرستی حل کرد، برای مثال، آمار دانشجویان، دانشآموختگان و موقعیت اشتغال در گروه مهندسی را از یک طرف و وضعیت صنعت را، که در حوزه هر رشته است، از طرف دیگر، میتوان ملاحظه کرد؛ بهعبارت دیگر، اختلاف چشمگیر بین عرضه و تقاضا برای مهندسان، کالایی شدن آموزش مهندسی، سیاستزدگی محیط دانشگاه، آیندهکاری فرهیختگان مهندسی، ارتباط با توسعه صنعت، وجود فضای امن کسبوکار، شرایط سالم اقتصادی، ارتباط سازنده با خارج، اعتماد به مسئولان نظام و قوانین، امید به بهبود و توسعه اقتصادی با شرایط خارج از دانشگاه مرتبط است و سطح دانش علمی، حرفهای و بینش اجتماعی، اخلاق حرفهای، آگاهی از فناوریهای روز، خلاقیت، آزاداندیشی، همگرایی و روحیه مشارکت در کار با آموزش و پرورش در دانشگاهها مرتبط است. ملاحظه میشود که مسائل روشن هستند و هر یک شرایط مرزی بسیار زیادی دارند و حل آنها بهتنهایی و بدون حل کردن مسائل دیگر امکانپذیر نیست و این همان آشفتگی است که البته، در علم مهندسی مسائل آشفته هم اگر با عقل و دانش مدد شود و با خردمندی همراه باشد، حلشدنی است.
دکتر محمود یعقوبی
عضو پیوسته گروه علوم مهندسی فرهنگستان علوم، استاد مهندسی مکانیک دانشگاه شیراز
Report